شبیه کلبه های شمالی
که بوی باران دارد!
عطر واضح " تـــــــــو " پیچیده است
در خیال عاشقانۀ من ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری

عشق،
تقویم بی انتهایی است
برگ هایش
رنگ قرمز ندارد
عشق، هر روز، شنبه است
جمعه هرگز ندارد ...
![]()
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
هوای تو که به سرم می زند
چشمانم دلتنگ ،
قدم هایم آهسته
و دستانم ،
به دنبال نوازشِ دستهایت می گردد
ببین
هوای نبودنت با من چه ها که نمی کند ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
پـایـیـــز
شعری است که
دست های من و " تـــــــــو "
قافیه ی
آخر آن می شود
سخت و محکم و گرم و عاشقانه ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
اگر پاییز نبود
هیچ اتفاق شاعرانه ای نمی افتاد
نه موسیقی باد بود
نه سمفونی کلاغها
نه رقص برگ
و مــن
هیچ بهانه ای برای بوسیدن " تـــــــــو "
در این شعر نداشتم ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
چه خوش اتفاقی است
بــا " تـــــــــو " بــودن
عاشقانه که صدایم می کنی
نــــامـم
دل انگیــزترین آوای دنیــا را به خود می گیرد ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری

نکند پاییز تویی!؟
که در
چهار فصل دلم
پادشاهی میکنی ...
![]()
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
بوی یلدا را میشنوی، عزیزم؟
انتهای خیابان آذر
باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان
قراری طولانی به بلندای یک شب
شب عشق بازی برگ و برف
پاییز چمدان به دست ایستاده
عزم رفتن دارد
.. آسمان بغض می کند
می بارد
خدا هم می داند
عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی است
چند روزی بیشتر مهلت ماندن میدهد
آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان میدوزد ..
دستی تکان میدهد
قدمی بر می دارد سنگین و سرد
کاسه ی آب میریزیم پشت پای پاییز، که ..
تمام میشود
پاییزِ آبستن روزهای عاشقی
رفتنت به خیر
سفرت بی خطر
و خدا میداند
که آیا دوباره فرصت دیدنش را داریم
به امید دیدار ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
من انار و حافظ میآورم ،
" تـــــــــو " هـــم چایـــی بریز
آی می چسبد شب یلدا
هِل و دارچین و چایی و نبات
جنگل آشوبِ من ،
در پس سفر اجباری ثمره زندگیمان
ای آهوی کوهستان شعر
این گـوزن پیــر را بیـــــچاره کرده خنده هایت
یــــلـدایت مبارک عزیزم ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
آســــــــمان را مـــرخــص میکنم
دیگر به هــوا هم نیـــازی نـــدارم !!!
"تـــــــــو"
خودتـــــــــــــ را ..
مثل آســــمان
مِثلِ هــــــــوا
مثل نـــــــــور
پهن کردهای روی همه لــحــظههای من ...

برچسب:
نویسنده: سام جعفری
ای روح خسته و آشفتهی من !
آگـــاه بــاش
بُوی خوش " عـــرفــه " میآیــــــد !
دلت میخواهد زیر باران عرفه ،
زمزمه های حسین علیهالسلام این بنده عاشق خــدا را زمزمه کنی.
پروردگارا
مـرا و پدران و مادرانم را ببخش و بیامرز ..
نمیگویم دستانم را بگیر !!!
سالهاست که گرفتهای
رهایم نکن ...
برچسب: عرفه,
نویسنده: سام جعفری
پروفایل مدیر : بنده ناچیز خدا ایمیل مدیر وبلاگ
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
"تـــــــــو" سکوت میکنی
و فریاد زمانم را نمیشنوی !
یک روز ..
من سکوت خواهم کرد ؛
و "تـــــــــو" آن روز
برای اولین بار مفهوم “ زود دیر شدن ” را خواهی فهمید
امـــــــــــــا
دیگر چه فایده ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری
قول دادهام
همیشه
فانـــوس یادت را
میان ایـن کوچهها روشـن کنم ..
خیالـت راحــت! مـن همان منــــم؛
هنوز هم در این شبهای بـی خواب و بـی خاطـــره
میان این کوچـههای تاریک پرسـه میزنـم
اما بـه هیچ سِتارهی دیگـری سلام نخواهـــم کرد
خیالت راحت ...
برچسب:
نویسنده: سام جعفری